و نیم دیگر خود را نشست و کامل کرد
و قطره قطره تمام فرات را گل کرد
لبان ماهی تشنه درون گهواره
میان شرم نگاهش دوباره دل دل کرد
نشست پای عطش تا که دل به دریا زد
قنوت آب خودش را شبیه ساحل کرد
دعا نمود و نگاهی به خیمه ها انداخت
و مشک خالی خود را پر از فضائل کرد
لبان تشنه و چشمان آب دیده او
به چشمهای همه آب دیده نازل کرد
و من به دست تو ایمان می آورم عباس...
خدا نوشت و خودش را ضمیر فاعل کرد
سلام.خدایا من الان در حال حاضر فقط یک درخواست دارم وآن اینکه قبل از امدن محرم اشک وسوز محرم را به ما بده.
نیستی
نگو نه
سلام

نیستنم هم بوی هستی میده شما بخواه من با کله هستم
سلام همسنگری...یا درددلی از احوال این روزهام بروزم...بهم سر بزنید....
سلام
چشم خدمت میرسم
سلام علیکم...
راهمون افتاد ب وبتون...گفتیم ی نظری داده باشیم...
یاعلی ...برادر مارم این روزای محرم دعا کن...
ایشالا ک شهید بشین مار شفاعت کنین...
سلام
ممنون که سر زدید
انشالله
قربانی عشق لاله گون پیکربود
بی یار زپافتاده و بی سربود
آن روز کنار حنجرش خنجرسرخ
شرمنده بوسه گاه پیغمبر بود
سلام
میزبانیم با
*دروازه ی باز
*پرند...
*کلمات
* زیباتر...
و....
باید به جان خرید...
زخم زخم...
درد درد...
عافیت طلبها نیستند در رکاب حسین...
السلام علیک یا شیب الخضیب
سلام بروزم ومنتظرت....
سلام
دارم میام
از داغ حسین اشک نم نم داریم
در خانه تا ابد غم داریم
پیراهن و شال مشکی اماده کنید
یک روز دگر تا به محرم داری
در بیمارستان میلیون ها کلمه پراکنده “خداوند” ریخته بود روی کمپوت های میوه و تخت ها و راهروها و نیمکت های سنگی توی حیاط !
همیشه به یادش باشیم …
ببخشید فعلا نمی تونم به قولم عمل کنم!!
سلام


کدوم قول؟؟؟؟
سلام
وبلاگتون بسیار زیباست
موفق باشید
سلام
ممنون
ببخشید بهتون سر نمیزدم اینترنت نداشتم
سلام
خب پس الان دیگه اینرنت داری پس تند تند سر بزن منم سر میزنم
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟
و نیم دیگر خود را نشست و کامل کرد
و قطره قطره تمام فرات را گل کرد
لبان ماهی تشنه درون گهواره
میان شرم نگاهش دوباره دل دل کرد
نشست پای عطش تا که دل به دریا زد
قنوت آب خودش را شبیه ساحل کرد
دعا نمود و نگاهی به خیمه ها انداخت
و مشک خالی خود را پر از فضائل کرد
لبان تشنه و چشمان آب دیده او
به چشمهای همه آب دیده نازل کرد
و من به دست تو ایمان می آورم عباس...
خدا نوشت و خودش را ضمیر فاعل کرد
علم افتاد،این یعنی اشارت
رسول اله: یا زینب! بشارت
تمام امتحانت هست در این:
"غروب ِ کربلا یعنی اسارت"
یازینب(س)...
عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد...
عالی بود
به منم سربزن
سلام ممنون
چشم سر میزنم
ﻫﻢ ﻭﻗﺖ ﺍﺷﻚ ﻫﺎﻡ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ﯾﺎﺩ ﺯﯾﻨﺐ (ﺱ)ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺴﯿﻦ (ﻉ) ﺧﻮﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ